تو که ترجمان صبحی به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا صف انتظار بشکن
شاید آنچه را می نویسم تنها تو بخوانی، اما شادم که برای تو می نویسم، هوای دلم چون دوران انتظارت ابری است و بارش باران است که شاید ابرها را به کناری بزند و آفتاب، چون روی زیبایت با زمینیان کوی انتظار به شادی عشق بازی کند...

اللهم ارحم استکانتنا بعده
خدایا به ناتوانی ما در غیبت مولایمان رحم کن
دل نوشته ای از یک دوست: غدیر یک چشمه نیست! غدیر اقیانوسی است به وسعت باور های ما. غدیر تجلی گاه ایمان ما به وسعت هزاران سال است. غدیر کعبه ای دیگر است در آن سوی مرز های تصور. غدیر درخت سبزی که با اشک های شیعه آبیاری می گردد در غیاب صاحبی سبزتر. غدیر بنایی دارد به بلندای کعبه که بند بندش از روح آزاده شیعه بنا شده است . غدیر صفا و مروه ای دارد به وسعت کرب و بلا! اسماعیلی دارد که 6 ماه بیش تر نداشت!و فراتی هزاران بار از زمزم گوارا تر ...
آری این است غدیر آنچه را که جز نامش هر سال به خاطر نمی آوریم و کمتر برای صاحب و لایق یگانه سبزش دعا می کنیم تا شاید هر چه زود ما را از آن غدیر حقیقی سیراب سازد، به انتظار دیدار رویش تا شاید باز آید در همین غدیر...
هستی تو هستی آفرین، بر حسن رویت آفرین
همراز تو روح الامین، مولا امیرالمومنین
گل ها به تو دل بسته اند، از عشق بلبل رسته اند
یاسی و زیبا یاسمین، مولا امیرالمومنین
عشقت ز هر سو در نظر، جانم به صد شور و شرر
با مهر تو گشته عجین، مولا امیرالمومنین
ای تو کمال زندگی، زیبد به تو زیبندگی
باشی امیر ملک دین، مولا امیرالمونین
گردیده وصفت بوتراب، یا لیتنی کنت تراب
مقصود خلط آب و طین، مولا امیرالمومنین

باشی یگانه رهنما، در هر زمانی بهر ما
منزلگهت کهف حصین، مولا امیرالمومنین
لیلی ز کویت آمده، مجنون رویت آمده
از عشق تو گشته چنین، مولا امیرالمومنین
حکمت ز گفتارت عیان، گوهر بباری در بیان
برتر ز صد در ثمین، مولا امیرالمونین
ای تو دلیل آفتاب، بر ظلمت شب ها بتاب
ما را در این ره برگزین، مولا امیرالمومنین
جز تو نباشد دستگیر، دست خدا دستم بگیر
ای معنی حبل المتین، مولا امیرالمونین