آمدی، چاره کن کار ما را
کهکشان کن دل تار ما را
یا تو خودت درد ما را دوا کن
یا خبر کن ز ما یار ما را
میلاد آفتاب را در انتظار خورشید رویت جشن می گیریم...

السلام علیک یا صاحب الحجج الرضویة
سلام بر تو ای صاحب برهان های امام رضا (ع)
ای در تو مقصد و مقصود ما
وی رخ تو شاهد و مشهود ما
با ترنم باران صدایت می زنم...

السلام علیک یا رحمةالله الواسعة
سلام بر تو ای رحمت بی کران پروردگار
ای بهار آدمیت خنده کن
آدمیت را دوباره زنده کن
قلبم با تو همیشه بهاری است...
![]()
السلام علیک یا معز المومنین
سلام بر تو ای عزت بخش مومنان
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
تو را آرزو کرده ام...

السلام علیک یا وجیهاً عند الله
سلام بر تو ای آنکه در نزد خدا آبرومندی
تو با منی اما، من از خودم دورم
چو قطره از دریا، من از تو مهجورم
من تو را آرزو می کنم...

السلام علیک ایها الامام المهدی
سلام بر تو ای پیشوای هدایت گر
تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد
دگران روند و آیند و تو هم چنان که هستی
ایران شیعه خانه توست، به یاری اش بشتاب، آمین...
السلام علیک ایها المفزع لمظلوم عباد الله
سلام بر تو ای پناه بندگان مظلوم خداوند
از ناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی، بر دل بنشانی
چون پرتوی خورشید اگر رو بکشانی، وای از شب تارم
مرا از ندیدنت معاف کن...

السلام علیک یا صاحب الطلعة الرشیده
سلام بر تو ای صاحب چهره تابناک
یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم
دولت صحبت آن مونس جان ما را بس
در این دنیا به شوق دیدارت پای گذاردم...

السلام علیک ایها الموعود
سلام بر تو ای موعود انسانیت
تو بیا جانها فدای مقدمت
چشم ما منزلگه و دل مسکنت
لحظه های انتظار را به یادت می شمارم...
السلام علیک ایها الامام التقی النقی
سلام بر تو ای امام پارسا و پاک
گفتا چو چنگ مایی، و اندر ترنگ مایی
پس چیست زاری تو، چون در کنار مایی
به سادگی لبخند، دوستت دارم...

السلام علیک ایها الامام الرئوف
سلام بر تو ای پیشوای مهربان
روز های خلوت
می گویند سرنوشت ما آدم ها بر روی پیشانی های ما نوشته شده است و هیچ کس نمی تواند سرنوشت را تغییر دهد. اما من هرگاه که در روبروی آیینه غبار گرفته خانه دلم می ایستم و پیشانی خویش می نگرم جز خطوط مبهم و مو های سپید که گویای گذران عمر است هیچ نمی بینم. آیا این است سرنوشت ؟ این است که در انتظار بمانیم؟ در حسرت آرزوی دیدن خورشیدی روشن و طلایی؟ در انتظار گرمای انوار زندگی بخش؟...
آیا این است زندگی؟ این است سرنوشت که در حسرت بمانیم و بمیریم؟ پس کی باید زیست؟تا کی باید پشت پنجره های اتاق های سرد و تاریک در انتظار تو آرام اشک ریخت و برای لحظه ای دیدن رویت با چشمان خیس دست به دعا برداشت؟ تا کی باید به امید بودن تو در کنار خویشتن بغض های خشمگین از سایبان سیاه تاریخ را فرو خورد؟ تا کی؟تا کی ؟تا کی؟
ای پدر زمین می ترسم! می ترسم که فراموشمان شوی زیرا گاه می شود راحت از کنارت می گذریم و لحظه ای نیز به یاد تو نیستیم. آری این همان چیزی است که شما را سالیان دراز می آزارد غم غربت در میان امت و دوستان خویشتن. میترسم به ندیدنت عادت کنیم و انتظارمان رنگ تکرار به خود گیرد. می ترسم در آیینهام، باردیگر جز موهای سپیدهیچ نبینم؛ پس شما هم دعا کنید تا این همه غم و سختی چون سحری یکباره به سر آید...

اللهم عجل لولیک الفرج
تا آن لب شیرین به سخن بازگشایی، خوش جلوه نمایی
ای برده قرار از دل عشاق کجایی، تا سجده گزارم
محرابم را بر ابرویت بنا کرده ام....

السلام علیک یا حجة الله
سلام بر تو ای نشانه خداوند
ای ابر خوش باران بیا، ای مستی یاران بیا
ای شاه طراران بیا، مستان سلامت می کنند
تغییر هر فصل، ندای آمدنت را سر می دهد...

السلام علیک ایها الامام المهدی
سلام بر تو ای امام هدایت گر
گر بوی تو را باد به منزل برساند، جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند، جز گرد و غبارم
چون گردی بر سر کویت نشسته ام...

السلام علیک ایها الامام الناطق بالحق
سلام بر تو ای امامی که با حق سخن می گویی
در این شب سیاهم، گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی، ای کوکب هدایت
با یاد تو زنده ام...

السلام علیک ایها النجم الثاقب
سلام بر تو ای ستاره درخشان آسمان هدایت
گر بوی تو را باد به منزل برساند، جانم برهاند
ورنه ز وجودم اثری هیچ نماند، جز گرد و غبارم
در انتظار رویت، تا سحر لحظه شماری می کنم...

السلام علیک یا محیی معالم الدین
سلام بر تو ای احیا کننده حقایق دین
باید از هجران گل خون جوش بود
در فراق یاس مشکی پوش بود
تشیع با استواری پدران تو روح گرفت...

السلام علیک یا صاحب الآثار الجعفریة (ع)
سلام بر تو ای میراث دار آثار امام صاق (ع)
شود این که از ترحم، دمی ای سحاب رحمت
من خشک لب هم آخر، ز تو تر کنم گلویی
نسیم آمدنت، روح بخش جان من است...
السلام علیک یا امام الانس
سلام بر تو ای پیشوای انسانیت
بزن باران و شادی بخش جهان را
ببارا شوق و شیرین کن زمان را
من از تو به تو دل می بندم...

السلام علیک یا مبیر الکافرین
سلام بر تو ای از میان برنده کافران
تو که ترجمان صبحی، به ترنم و ترانه
لب زخم دیده بگشا، صف انتظار بشکن
ترانه آغاز هر هفته، شکوه دیدار توست...

السلام علیک یا محیی المومنین
سلام بر تو ای زنده کننده اهل ایمان
نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان
هرچه کردیم به چشم کرمش زیبا بود
آدینه هایمان از چشمه انتظارت سیراب می شوند...

السلام علیک ایها الذی یملا الارض قسطاً و عدلاً
سلام بر تو ای آنکه زمین را از عدل و داد پر می کنی
جمالت آفتاب هر نظر باد
ز خوبی روی خوبت، خوب تر باد
با شوق دیدارت شادمانم...

السلام علیک ایها الامام المنصور
سلام بر تو ای امام همیشه پیروز
چو کار عمر نه پیداست، باری آن اولی
که روز واقعه پیش نگار خود باشم
باز هم از تو می خوانم...

السلام علیک یا خلیفة الرحمن
سلام بر تو ای جانشین پروردگار
سمن بویان غبار غم، چو بنشینند، بنشانند
پری رویان قرار از دل، چو بستیزند، بستانند
بهترین آرزوها را تو برای داشته باش...
![]()
السلام علیک یا قاصم الشوکة المعتدین
سلام بر تو ای درهم شککنده بزرگی زیاده خواهان
المنة لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
با طراوت باران حضورت را زمزمه می کنم...

السلام علیک یا خاتم الاوصیا
سلام بر تو ای آخرین وصی پیامبر خدا (ص)
این همه عکس می و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد
روشنایی آفتاب، به انتظار طلوعت نشسته ایم...

السلام علیک یا اباصالح
سلام بر تو ای امام عصر (ع)
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غم زده ای سوخته بود
با آرزوی تو آغاز می کنم...

السلام علیک حین تصبح و تمسی
سلام بر تو در هر صبح و هر شام
ای برده اختیارم، تو اختیار مایی
من شاخ زعفرانم، تو نوبهار مایی
عطر حضورت، جان بخش آدینه هاست...

السلام علیک یابن العلوم تاکاملة
سلام بر تو ای فرزند دانش های کامل
دردم از یار است و درمان نیز هم
دل فدای او شد و جان نیز هم
هر جایی که باشم یاد تو همراهم است...

السلام علیک یا شریک القرآن
سلام بر تو که در حقیقت مطلق با کتاب خدا شریکی
یار آمده یار آمده، دل بگشایید
جویان دل است، دل به او بسپارید
دلم هدیه ای است کوچک به بزرگی تو...

السلام علیک یا صاحب العصر
سلام بر تو ای صاحب دوران